تبلیغات
۩۞۩بزرگترین سایت معرفی جنگ افزار۩۞۩ - کرکوک در آتش

اولین نیستیم ولی بهترینیم

کرکوک در آتش

نویسنده : black hand
تاریخ:دوشنبه 1391/01/21-ساعت 16 و 12 دقیقه و 06 ثانیه

دو روز از شروع جنگ تحمیلی می گذشت. در این مدت تیز پروزانکرکوک در اتش نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بارها مواضع دشمن را به سختی بمباران کرده بودند.

دو روز از شروع جنگ تحمیلی می گذشت. در این مدت تیز پروزان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بارها مواضع دشمن را به سختی بمباران کرده بودند.


عراق که تصور می کرد با بمباران روز اول جنگ، قدرت نیروی هوایی ایران را به میزان 70درصد کاهش داده است، با موجی مواجه شده بود که قابل مهار نبود. بجز حمله 140 فروندی روز اول، ده ها سورتی پرواز موفق دیگر توسط نیروی هوایی به عمق خاک عراق انجام شده بود و ضربات سختی بر پیکره رژیم بعثی عراق وارد می شد.
هدف نیروی هوایی در این زمان از کار انداختن نیروی هوایی عراق بود. نیروی هوایی برای رسیدن به این هدف، طرح های متعددی را برای حمله به پایگاه های هوایی عراق طراحی کرده بود تا بدین وسیله بتواند قدرت تهاجمی عراق را کم کند. البته بعضی از این پایگاه ها توسط پدافند قدرتمندی محافظت می شدند که رسیدن به آن کار سختی بود.
یکی از پایگاه های مهم عراق، پایگاه هوایی کرکوک بود. این پایگاه به عنوان یکی از مهم ترین مراکز نظامی عراق علاوه بر نقشی که در حمله به خاک کشورمان داشت، ماموریت محافظت از پالایشگاه کرکوک و تاسیسات برق و گاز این شهر را نیز برعهده داشت.
طراحی عملیات
نیروی هوایی تصمیم گرفت این پایگاه را مورد حمله قرار دهد. کار بر روی نقشه ها آغاز شده بود. پایگاه هوایی کرکوک توسط سایت های موشکی سام 2 و سام 6 به شدت محافظت می شد. علاوه بر آن، توپ های ضدهوایی 23 و 35 میلی متری مستقر در اطراف این پایگاه کار را برای رسیدن به هدف سخت تر می کرد.
برای رسیدن به این هدف، باید نزدیک ترین پایگاه هوایی در ایران مامور زدن کرکوک می شد که تصمیم گرفته شد این مهم توسط پایگاه هوایی تبریز انجام شود.
قرار شد هواپیماها بعد از پرواز، ارتفاع را تا 15000 پا بالا برده و با نزدیک شدن به مرز، ارتفاع را کم کرده و از لابه لای دره ها و ارتفاعات عراق، راه کرکوک را در پیش بگیرند و پس از بمباران هدف، از همین مسیر بازگردند. همچنین قرار شد این عملیات توسط یک فرمیشن چهار فروندی اف 5 صورت پذیرد. هر اف 5 نیز مجهز به 4 تیر بمب 2000 پوندی گردد. زمان این عملیات نیز صبح زود تعیین شد.
 
خلبانان برای پرواز آماده شدند
صبح زود در اتاق بریفینگ پایگاه دوم شکاری تبریز، لیدر دسته پروازی مشغول شرح عملیات و مختصات پروازی برای دیگر خلبانان پرواز بود. اهداف مشخص شد و همه خلبانان درباره نحوه عملکرد و نقاط نشانه توجیه شدند. پس از آماده شدن نقشه نهایی، خلبانان برای دریافت لوازم پروازی راهی اتاق تجهیزات شده و سپس به سمت هواپیماها حرکت کردند.
این نخستین حمله نیروی هوایی به کرکوک بود و به درستی هیچ کس نمی دانست که در کرکوک چه چیزی در انتظار خلبانان ماست. آیا پدافند کرکوک مجهزتر از آنی بود که در نقشه مشخص شده بود؟ آیا کرکوک توسط گشتیهای دشمن محافظت می شد؟ و هزاران سوال بی جواب دیگر که در ذهن خلبانان می گذشت.
خلبانان همگی سوار هواپیماها شده و چکهای ضروری را انجام دادند. تماس رادیویی برقرار شد. لیدر دسته پروازی پس از چک نهایی منتظر اعلان آمادگی خلبانان همراه شد. تمام دستگاهها و فرامین هواپیما خوب کار می کردند. خلبانان دکمه ها را یک بار دیگر بررسی کرده و در موقعیت مناسب قرار دادند. بدین شکل که کلید بمبها را در حالت خاموش گذاشتند (در این حالت اگر اشتباها دست با دگمه بمب برخورد کند، اثری ندارد و بمب رها نمی شود) دستگاه نشانه گیری با هواپیما را روشن کردند. نشان دهنده موتور خوب، سرعت نما صفر، فشار هیدرولیک نرمال و فرامین نرم و قابل حرکت در تمام جهات. همه آماده حرکت بودند.
 
شرح عملیات
لیدر دسته پروازی قبل از حرکت دستور چک را صادر کرد و خلبانان به ترتیب دو، سه و چهار جواب دادند. پیدا بود ارتباط هم ایرادی ندارد. آنگاه لیدر جهت پرواز با برج تماس گرفت و درخواست تاکسی و بلند شدن از روی باند را کرد.
برج نیز با اعلام سرعت باد و جهت آن اجازه پرواز را صادر نمود. اف 5 ها به ابتدای باند رسیده و با رساندن قدرت موتور به حداکثر بر روی باند حرکت کردند و ثانیه هایی بعد در دل آسمان جای گرفتند. پرنده ها بلافاصله بعد از بلند شدن به سمت چپ گردش کردند لحظاتی بعد جنگنده ها بدین شکل به پرواز ادامه دادند که لیدر دسته جلوتر از بقیه، شماره 2 روی بال چپ، شماره 3 روی بال راست و شماره 4 روی بال راست شماره 3. این فرمیشنی بود که باید تا رسیدن به هدف حفظ می شد.
در حدود 50 مایلی هدف لیدر دسته با رمزهایی که دیگر افراد گروه از آن اطلاع نداشتند، با رادار تماس گرفت و موقعیت خود را به رادار اعلام کرد و سپس موقعیت بقیه خلبانان را نیز بررسی کرد. هوا به قدری صاف بود که از همین فاصله کوههای مرزی نیز مشخص بود.
هواپیماها همگی در ارتفاع 15 هزار پایی بود که دسته پروازی به مرز نزدیک شد. در این لحظه به علامت لیدر دسته، جنگنده ها ارتفاع را به حداقل رسانده و همگی دکمه های هواپیمایشان را در موقعیت بمباران قرار دادند.
مسیر پروازی در خاک دشمن پوشیده از کوههای بلند و جنگلهای انبوه بود. خلبانان مجبور بودند از لابه لای دره ها و ارتفاعات پرواز کنند. همچنین باید از دید رادارهای دشمن نیز محفوظ می ماندند. دید رضایت بخش و قابل محاسبه نبود. امکان درگیری با هواپیماهای دشمن زیاد بود. هر چه دسته به کرکوک نزدیکتر می شد، لیدر دسته با حساسیت بیشتر تمام جهات، ‌چپ و راست، عقب و جلو را تا جایی که در دید بود، مراقبت می کرد. از هواپیماهای دشمن خبری نبود. به دلیل این که اولین حمله به کرکوک صورت می گرفت، کلیه خلبانان هیجان خاصی داشتند و نمی دانستند چه چیزی در انتظار آنهاست. هواپیماها هر لحظه به هدف نزدیکتر می شدند. طبق نقشه پروازی جنگنده ها باید از سمت غرب به پایگاه هوایی کرکوک حمله می کردند. چون از آنجا که این قسمت به طرف خاک عراق بود، نسبت به سمت شرق از حجم پدافند کمتری برخوردار بود.
 
آغاز حمله سهمگین به پایگاه کرکوک
با فرمان لیدر شکل فرمیشن پروازی تغییر کرد و تمامی جنگنده ها به ترتیب در سمت چپ لیدر قرار گرفتند. با علامت لیدر دسته، کلیه خلبانان موتورها را در موقعیت 100 درصد قرار دادند و سرعت هواپیما را به حداکثر رسانند. این کار به سرعت انجام یافت و آرایش مورد نظر برای حمله سریعا شکل گرفت.
در یک دقیقه ای هدف فرمانده دسته پروازی دستور پاپ داد. همگی خلبانان موقعیت مورد نظر را گرفته و منتظر حرکت لیدر دسته بودند.
فرمانده دسته پروازی در یک آن اوج گرفته و در ارتفاعی قرار گرفت که می توانست بمب های خود را رها کند. باند پروازی دشمن درست در زیر هواپیما بود. فرمانده دسته پروازی که گویا منتظر چنین چیزی بود بی وقفه به طرف باند شیرجه رفت. ضدهواییهای دشمن از هر طرف شروع به شلیک کردند و منظره ای شبیه مناظر آتش بازی را ایجاد کردند. لیدر دسته در وسط شعله ها بود، ولی این غیور مردان ترسی از ضد هوایی نداشتند و تنها به هدف می اندیشیدند و فرمانده دسته در ذهن خود به این می اندیشید که از فاصله مطلوب بمبها را رها سازد. سرانجام به ارتفاع معین رسیده و بمبها را روی هدف فرو ریخت. بقیه خلبانان هم که منتظر لیدر بودند بدون وقفه بر روی هدفها شیرجه رفته و بمبهای خود را که آتش خشم ملت ایران بود بر روی باند پروازی، سوله ها و تجهیزات پایگاه فرو ریختند. تمام این کارها بیش از یک دقیقه به طول نینجامید. یک دقیقه در میان آتش گلوله های بی امان دشمن.
 
یکی از هواپیماها جواب نمی داد
پس از رها کردن بمبها، هواپیماها سبک شده بود و به راحتی قابل مانور بود. آتشبارهای دشمن بی امان شلیک می کردند. سالم گریختن از میان آن همه گلوله، هدف بعدی خلبانان بود.
چند موشک سام به طرف جنگنده ها رها شده بود. این بار جنگنده ها با چند گردش تند موفق به فرار از دست موشکهای زمین به زمین شدند. زمان کوتاهی گذشت. خلبانان اینک از هدفی که ویران ساخته بودند دور شدند. اینک 30 دقیقه از پرواز جنگنده ها می گذشت.
لیدر دسته موقعیت دیگر خلبانان را جویا شد و در رادیو، دو، سه، چهار را صدا زد و خواست که موقعیتشان را گزارش کنند. دو و چهار پاسخ دادند و از سه جوابی نیامد. اضطراب سراسر وجود فرمانده دسته پروازی را فرا گرفته بود.
هواپیماها 30 مایل از هدف دور شدند. فرمانده دسته جرات نداشت تا دوباره شماره 3 را صدا بزند. به راستی چرا او جواب نمی داد؟ بار اول را می شد احتمال داد که نشنیده است، اما اگر بار دوم جواب نمی آمد چه؟ عاقبت فرمانده تصمیم گرفت دوباره گروه را چک کند. جواب دو آمد و بعد از یک مکث کوتاه جواب چهار. باز هم از سه خبری نبود. ممکن است هدف دشمن واقع شده باشد؟ هواپیماها هنوز در خاک دشمن بودند و رو به مرز کشورمان. لیدر هیچ کدام از نفرات را نمی دید. دو بار صدای 2 و 4 را شنیده بود. ممکن بود شماره 3 از دست رفته باشد؟ آیا می شد به زنده بودنش امید بست؟ لیدر دسته برای بار سوم و چهارم هم شماره 3 را صدا زد، ولی بازهم صدایی نیامد. به جای نفر سوم همواره یک سکوت کوتاه شنیده می شد. هنوز افراد دسته همدیگر را نمی دیدند و هنوز در خاک دشمن بودند و هنوز نگران حمله هواپیماهای دشمن.
 
ورود به حریم هوایی کشور و جواب شماره 3
لحظاتی بعد جنگنده ها به مرز کشور رسیدند. لیدر دسته با رسیدن به کشورمان ابتدا ارتفاع را زیاد کرد و سپس با عوض کردن موج، با رادار تماس گرفت. رادار بلافاصله همه دسته را صدا زد و درخواست اعلام موقعیت کرد که ابتدا لیدر و سپس شماره دو و بعد از او شماه 3 جواب داد. لیدر دسته با شنیدن صدای شماره 3 آن قدر خوشحال شده بود که منتظر شنیدن پاسخ شماره 4 نماند و گفت:
- شماره سه، تو که ما رو کشتی؟ چرا جواب نمی دادی؟
لیدر از زنده ماندن شماره 3 آن قدر خوشحال بود که اجازه پاسخ شماره 4 را هم نداد. جنگنده ها کم کم نزدیک فرودگاه شدند. ارتفاع را کاهش داده و با گرفتن اطلاعات ضروری از باند، برای فرود موقعیت گرفتند و پس از کسب اجازه، آماده نشستن شدند. چرخهای جنگنده ها یکی پس از دیگری باند را لمس می کرد. خلبانان با سرفرازی از انجام یک ماموریت موفق از پرنده های آهنین بال خود پیاده شدند.
پرسنل پروازی به استقبال آنها آمده بودند و در چشم برهم زدنی، خلبانان بر روی دستهای آنها به طرف پست فرماندهی در حرکت بودند. خلبانان فرمهای پروازی را پر کرده و به محل فرماندهی رفتند. در پست فرماندهی هر چه بود صفا بود و شادی و آغوش گرم همکاران. چه فرمانده و چه دیگر خلبانان.

منبع: sajed.ir



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo